السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

296

سيره معصومان ( فارسي )

درجهء روزه‌دار و نمازگزار مىرساند . پرسيدند : بهترين خصلتى كه به بنده داده شده اختيار كند و سالم بماند ، چون فتنه‌اى براى او پيش آيد ، به خدا پناه برد و دست و زبانش را نگاه دارد ، و چون فضيلتى ببيند ، آن را غنيمت شمارد . شرم و آزرم از او جدا نشود و حرص و آز از او آشكار نگردد . اين ده خصلت است كه بخرد بدانها شناخته گردد . و صفت بىخرد اين است كه با هر كس درآميزد به دو ستم كند ، بر زيردستش تجاوز كند و بر زبردستش گردنفرازى نمايد ، سخنش بىتدبر و انديشه است ، اگر سخن گويد ، مرتكب گناه شود و چون دم در كشد غافل گردد ، اگر فتنه‌اى بر او پديد آيد به سوى آن مىشتابد و آن فتنه او را هلاك كند ، و چون فضيلتى بيند ، رخ برتابد و كندى پيشه كند . از گناهان ديرينش نترسد و در آينده عمرش دست از گنهكارى نشويد ، از نيكى سستى كند و در انجام آن كندى به خرج دهد و بدان كه از دستش رفته و ضايع شده اعتنا ندارد . اين ده خصلت است در وصف نادانى كه از عقل بىنصيب گشته است . » جبر و اختيار « همانا كه خداوند ( نه به زور ) فرمانبردارى شود و نه مغلوب نافرمانى است ، و از سرپرستى بنده‌ها دست نكشيده ، ولى اوست توانايىبخش هر چه بنده‌ها را بر آن توانا كرده و اوست مالك هر ملكى كه بدانها داده . به راستى كه اگر همهء بنده‌ها پيوسته در طاعت خدا باشند مانع و جلوگيرى ندارد و اگر به نافرمانى كار كنند و خدا بخواهد ميان آنها و نافرمانى حائل شود ، تواند كرد و چنين نيست كه هر كه تواند ميان تو و كردار تو حايل شود و اين كار را نكرد و او كار خود را انجام داد او باشد كه وى را در آن كار درآورده باشد . » سخنان حكمت‌آميز و پندهاى كوتاه فرمود : « مرگ براى پندآموزى بس است ، و پرهيزگارى براى توانگرى بس است ، و عبادت براى كار بس است ، و رستاخيز به عنوان توقفگاه بس است و خدا به عنوان جزابخش . دو خصلت است كه هيچ كردار خوبى بالاتر از آن دو نيست : ايمان به خدا و سودرسانى به بندگان خدا ، و دو خصلت است كه هيچ كردار بدى برتر از آن دو نيست : شرك به خدا و زيان‌رسانى به بندگان خدا . از او پرسيدند : كدامين اصحاب برتر است ؟ فرمود : كسى كه چون يادش كنى ، كمكت كند و چون از يادش برى تو را ياد كند . از او پرسيدند : بدترين مردم كيست ؟ فرمود : علما آنگاه كه فاسد شوند . فرمود : پروردگارم مرا به نه چيز سفارش كرد : اخلاص در نهان و آشكار ، عدل و داد در خشنودى و خشم ، ميانه‌روى در تنگدستى و توانگرى ، و اين كه از آن كه به من ستم كرد بگذرم و به كسى كه